(انوری)
- خوشحالی
احساس شورش،ترس یا خوشی نداشتم. (هدایت 28)
(دهخدا)
- شادی، فرح، سرور، شعف، نشاط، خوشحالی، خرسندی، آسایش، راحت، عشرت، عیش، خرمی(ناظم الاطباء)
معروض میدارم این سخن را بخوشی دل . (تاریخ بیهقی )
- خوشدلی، طرب
چنین گفت خرم دلی رهنمای/ که خوشی گزین زین سپنجی سرای (فردوسی)
- لذت
ایدون فروکشی بخوشی آن می حرام/ گویی که شیر مام ز پستان همی مکی (کسائی)
- خوبی، نیکویی، بهتری، مهربانی
بیامد هم آنگه خجسته سروش/ بخوشی یکی راز گفتش بگوش (فردوسی)
- عشوه، ناز
خوب داریدش کز راه دراز آمد/ با دوصد کشی و با خوشی و ناز آمد(منوچهری)
- ملایمت، آرامش، صفا
گر ز آنکه جرم کردم کاین دل بتو سپردم/ خواهم که دل بر تست تو باز من سپاری/ دل بازده بخوشی ورنه ز درگه شه/فردات خیلتاشی ترک آورم تتاری (منوچهری)
نظرات مطلب (0)
برای ارسال نظر باید در سایت ثبت نام کرده و وارد شده باشید
هیچ نظری برای این مطلب ثبت نشده است